مجموعهای از پروژههای منتخب و ویژه رَهفیلم.
این فیلم روزهای پایانی زندگی مردی را به تصویر میکشد که پس از مرخص شدن از بیمارستان به خانه بازمیگردد تا آخرین لحظات عمرش را در کنار خانوادهاش سپری کند. اما او به جای آرامش، با خانهای روبهرو میشود که به صحنهای از چالشهای عاطفی و روانی تبدیل شده است. همسرش که زیر فشار ناامیدی و درماندگی قرار دارد، در آستانه فروپاشی است و نمیتواند حمایت لازم را از او داشته باشد. دیگر اعضای خانواده نیز در فضایی سنگین و غمانگیز گرفتار شدهاند. مرد، با همان اندک توان باقیماندهاش، تلاش میکند به آنها امید و آرامش بدهد. اما آیا او در آخرین روزهای زندگیاش موفق میشود تکیهگاه خانوادهاش باشد، یا همهچیز در برابر مرگ و ناامیدی فرو خواهد پاشید؟
پدربزرگی که هرگز اجازه نداده نوهاش از خانه بیرون برود، برای محافظت از او در برابر جنگی که بیرون در جریان است، با داستانهای ساختگی او را در خانه نگه میدارد. دختر کوچک، بر اساس داستانهایی که از پدربزرگش شنیده، دنیایی زیبا را پشت در تصور میکند، بیآنکه بداند بیرون جنگی در جریان است. او به دلیل تنهایی، دوستی خیالی دارد و هر شب همراه با دوست خیالیاش به دنبال دنبالهداری میگردد تا آرزوهایش را برآورده کند.
داستان پدری را روایت میکند که خانوادهاش در خطر از دست دادن خانهشان هستند. هر شب، بمبها بدون هشدار فرود میآیند و او هرگز نمیداند چه زمانی خانهاش هدف قرار خواهد گرفت. برای محافظت از فرزندانش، بچههای خودش و برادرش را بین خانههای یکدیگر جابهجا میکند تا اگر یکی از خانهها نابود شد، دستکم تعدادی از کودکان زنده بمانند. سختترین بخش ماجرا این است که او مجبور میشود میان فرزندانش انتخاب کند. این شرایط، پدر را میان ترس، عشق و سنگینیِ تصمیمهایی غیرممکن گرفتار میکند.
داستان یوسف را دنبال میکند؛ مالک یک معدن و شخصیتی مورد احترام و قابل اعتماد در شهرش که زندگیاش پس از کشف اتفاقی یک سنگ فیروزهی نایاب تغییر میکند. آنچه در ابتدا به نظر یک ثروت شگفتانگیز میرسد، خیلی زود او را وارد سفری خطرناک و غیرقابل پیشبینی میکند که پر از طمع، فشار و درگیریهای پنهان است. با بالا گرفتن تنشها پیرامون این کشف ارزشمند، یوسف مجبور میشود با انتخابهای دشواری روبهرو شود که هم اعتبار و هم امنیت شخصیاش را تهدید میکند. این فیلم به بررسی جاهطلبی، اعتماد و پیامدهای ثروت ناگهانی در یک جامعه بههمپیوسته میپردازد.